آيندهنگربودن و داشتن چشم انداز کارآفرینی
آيندهنگربودن و داشتن چشم انداز : چشمانداز براي شخص كارآفرين كاملاً شفاف و خالي از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به ديگران ميباشد. داشتن چنين چشماندازي به كارآفرين كمك ميكند تا حركتي مستمر و بدون سردرگمي و مستقيم به سمت هدف داشته باشد. علاوه بر اين چشمانداز قابل انتقال ديگران را نيز در طي مسير همراه و مدديار او مينمايد.
مصمم بودن : عزم راسخ كارآفرينان يكي ديگر از ويژگيهاي بارز آنهاست كه انرژي و تعهد لازم براي كسب موفقيت را ايجاد ميكند. كارآفرينان مصمم از ايدههاي جديد و فرصتها و پيشنهادات شغلي ديگر چشمپوشي كرده و در مقابل به كاري كه براي خود برگزيدهاند پايبند ميماند. اين قطعيت كارآفرين را در طي فرايند راهاندازي از هر گونه شك و ترديد و دودلي مصون نگاه ميدارد تا حدي كه مخالفت نزديكان و آشنايان نيز نميتواند در اراده آنان خللي وارد نموده بلكه دودلي ديگران نيز تحت تأثير اين قطعيت برطرف ميشود.
انگيزش: نياز خود شكوفايي يكي از مهمترين انگيزههاي كار آفرينان در محقق كردن چشمانداز خود است. نتيجه اين نياز قوي اين است كه در مسير حركت به سوي هدف،هرچيز ديگري از اولويت پايين برخوردار ميگردد. در روابط شخصي،علايق خارج از اين چشمانداز و يا پروژههاي باسود مالي زياد،همه از مواردي هستند كه در مقايسه با هدف، اولويت پايينتري خواهند داشت. البته سود مالي بندرت انگيزه كارآفرينان قرار ميگيرد چرا كه پول به تنهايي نميتواند انگيزهانجام تمام زحماتي باشد كه در شروع يك فعاليت كار آفرينانه لازم است، هرچند كه معيار خوبي براي اندازهگيري موفقيت فعاليت كارآفرينان است.
تمركز: براي اينكه كارآفرين از انجام موفقيتآميز تمام طرح و برنامهها و جزئيات كار مطمئن باشد، لازم است كه همانند يك فوتباليست خوب كه لحظهاي چشم از توپ برنميدارد در تمام لحظات با تمركز برچشمانداز، همه انرژي، وقت و ساير منابع را حول اين هدف مصروف نمايد.
وقف و از خودگذشتگي: كارآفرينان همه زندگي خود را وقف كار نمودهاند. بسيار سخت كوش هستند و پشتكار آنان مثال زدني است در حقيقت آنان از كار در راستاي هدف خود لذت ميبرند. داشتن چشمانداز روشن و تركيب آن با خوش بيني و ريسكپذيري كارآفرينان، سختكوشي وتعلق خاطر به كار را در آنان پديد ميآورد.
تعاريف و نظريات مختلفي در مورد کارآفرينان شده که برخي از آنها عبارتند از :
ـ كارآفرينكسياستكهفرصتيرا كشفو برايپيگيريو تحققآن، سازمانمناسبيرا بنا ميكند.
ـ كارآفرينكسياستكهعمدتاً بهمنظور كسبسود و رشد، كسبو كاريرا تاسيسو ادارهميكند كهمشخصاتاصليآننوآوريو مديريتاستراتژيكاست.
ـ كارآفرينكسياستكهسياستگذاريكسبو كار با اوستو بهحسابخود ريسكماليآنرا بهعهدهميگيرد.
ـ كارآفرينكسياستكهفرصتهايبازار را دركو جهتاستفادهاز آنفرصتها، سرمايهو داراييلازمرافراهمميسازد.
ـ كارآفرينفردياستكهتقاضا را پيشبينيميكند و خطر ناشياز نوساناتآنرا بهعهدهميگيرد، درفراآيند توليد عاملسازماندهيو مسوولتصميماتياستاز اينقبيل: چهتوليد شود ـ چقدر توليد شود ـ باچهروشيتوليد شود.
ـ كارآفرينكسياستكهفرصتها را تشخيصميدهد، منابعمورد نياز را جمعآوريميكند، طراحيواجراينقشهايعمليرا بهعهدهميگيرد، نتايجبدستآمدهرا بهموقعو با روشمنعطفجمعآوريميكند.
ـ كارآفرينكسياستكهتواناييآنرا دارد كهفرصتهايكسبو كار را ببيند و آنها را ارزيابيكند، منابعلازمرا جمعآوريو از آنها بهرهبردارينمايد، و سپسعملياتمناسبيرا برايرسيدنبهموفقيتپيريزينمايد.
ـ كارآفرينكسياستكهتوليد را سازماندهيميكند.
ـ كارآفرينكسياستكهشركتيرا تاسيسيا قسمتياز كار را كهبايد انجامشود، مرتبميكند و بهاميدكسبسود، ريسكهايكسبو كار را ميپذيرد.
ـ كارآفرينكارفرمايياستكهريسكو مديريتكسبو كاريرا بهعهدهميگيرد.
ـ كارآفرينكسياستكهتركيبجديدياز وسائلتوليد و اعتبار بنگاهاقتصاديرا بهعهدهميگيرد.
ـ كارآفرينكسياستكهبا معرفيمحصولاتو خدماتجديد، ايجاد شكلهايجديدياز سازمان، يابهرهبردارياز مواد اوليةجديد، نظر يا موضعاقتصاديموجود را بههمميريزد.
يككارآفرينبهمنظور تحققايدهاشعواملمورد نياز مانند: زمين، نيرويكار، مواد مصرفيو سرمايهرا فراهمآوردهو بااستفادهاز قدرتتصميمگيري، مهارتها و استعدادهايفردياشدر طراحي، سازماندهي، راهاندازيو مديريتواحد جديد، ايدهاشرا تحققميسازد و از اين راهبه کسب درآمد ميپردازد. همچنيندر اين راه يك عدم موفقيت را بهدليل فعاليت در محيطغير قابلكنترل و مبهم و با موانع پيشبيني نشده ميپذيرد. ازنظر علماقتصاد، كارآفرينفردياستكهبا صرفزمانو انرژيلازم،منابع، نيرويكار، مواد اوليهو سايردارائيها را بهگونهايهماهنگميسازد كهارزشآنها و يا محصولاتحاصلاز آنها نسبتبهحالتاوليهاشافزايشيابد (ايجاد ارزشافزودهكند).
كارآفرينسرمايهدارنيستوليقادر استاز سرمايههايراكد بهخوبياستفادهكند. همچنيناو ممکن است مخترع، عالم، متخصصو هنرمند نباشد، وليتوانبهرهبرداريمناسباز علم، تخصصو هنر ديگرانرا دارد.
تعاريفيكهاز كارآفرينيارائهشده ، مبينآناستكه، كارآفرينمنتظر سرمايهگذاريو ايجاد شغلازطرفدولت و ديگران نيست. او خود با شناختصحيحاز فرصتها و استفادهازسرمايههايراكد، امكاناتيرا فراهمنمودهو با سازماندهيو مديريتمناسبمنابع، ايدةخويشرا عمليمينمايد. او تنها خودششاغلنميشود، بلكهبدوناتكاء بهدولت،در بخشغيردولتيبرايتعدادديگرينيز شغلميآفريند و علاوهبرآننقشمهميدر توليد و«اشتغالمولد» دارد. اينامر سببكاهشنرخبيكاريبدوننياز بهسرمايهگذاريدولتبرايايجاد اشتغالميگردد. البتهدولتميتواند با ارائهتسهيلاتو پيگيريسياستهايمناسب، حركتكارآفرينانرا شدتو شتاببخشد.
هر كارآفرينبالقوهيا بالفعل، بهيكنسبتاز اينويژگيها و قابليتها برخوردار نيست. لذاكارآفرينانطيفمتنوعيرا شاملميشوند كههمين باعثتنوعدر تعريفكارآفرينيو كارآفرينشدهاست.
ويژگيهايكارآفرينان:
چنانچه گفته شد کارآفرينان طيف متنوعي را شامل ميشوندکه اين موضوع موجب شده صاحبنظران و محققين کارآفريني ويژگيهاي مختلفي براي کارآفرينان ذکر کردهاند که در زير به مهمترين آنها اشاره ميشود:
ـ نوآوري( Innovation )
ـ خلاقيت( Creativity )
ـ مخاطرهپذيري( Riskbearing )
ـ اعتماد بهنفس( self-confidence )
ـ دانشفني( Technical Knowledge )
ـ استقلال( Independent )
ـ هدفگرا ( Goal- Oriented )
ـ مركزكنترلداخلي( Enternal locus of control )
ـ عكسالعملمثبتنسبتبهمشكلاتو موانع( Positive reaction to set back )
ـ تواناييبهايجادارتباطات( Communication Ability )
ـ توفيقطلبي( need for Achievement )
ـ تمايلبهمسؤوليتپذيري( Desir for Responsibility )