مرحله اول :خلق ايده يا نظر است .
مرحله دوم : مطالعه يك ديده است . اين مرحله نيازمند روش جوشش فكري است . (Brain Storming).
مرحله سوم: نيازمند حمايت متخصصان هرفردي ، هم چون حسابداران ، وكلا و پژوهشگران و ... است .
مراحل فرآيند كارآفريني
مرحله 1: توسعه يك ايده جديد يا گسترش يك ايده قديمي
مرحله 2: مطالعه و بررسي ايده ها
مرحله 3: آماده كردن يك طرح شغلي، طرح بازاريابي و بررسي امكانات
مرحله 4: جستجوي منابع
مرحله 5: اجراي طرح ها
آرايش هاي ذهني نوين براي مديران آينده:
مديران چنين فكر مي كنند كه بايد قبل از مبادرت به انجام كارهايشان ، به دنبال سطح و نقشه اي مناسب باشند. مسلماً چنين باور معمول و متعارفي از آن جا ناشي مي شود كه انسان بايد بداند به كجا مي رود و قبل از اينكه راهي سفر شود بايد تصور و ايده اي روشن و مشخص از اين كه چگونه مي خواهد به مقصد برسد داشته باشد. متأسفانه غالباً اين درك معمول و متعارف ، راهنماي خوبي براي عمل موفقيت آميز نيست، رمز موفقيت هاي فعاليت هاي خلاق در تهيه نقشه هاي مناسب جديد نهفته است . نه تكرار طرح هاي موجود كه بايد مسيري با مشخصات جديد طراحي شود.
مديران سازمان هم چنان كه به پيش مي روند بايد بيافرينند. خلق نمايند، ابداع كنند و مقصد خود را كشف نمايند. مديران بايد به جاي صرف اتكا به قرار منابع انساني موجود و تنها سعي در تطبيق خود با محيط بازارهاي موجود، در صدد توسعه منابع انساني جديد باشند و لااقل تا حدودي سعي نمايند تا محيط و شرايط جديد به وجود آورند. بايد هم چنان كه پيش مي روند نقشه ها و طرح هاي نويني را ترسيم كنند.
مديران امروزي به جاي گريز از موضوع ناشناخته ها بايد سعي نمايند تا با آن مستقيماً رو به رو گردند.

ثبات و پيوستگي سيري به سوي فناي زودرس سازماني:
ما نياز به نگرش نوين در اداره امور داريم:
اول اين كه شواهد روز افزوني وجود دارد مبني بر اين كه نگرش قديم ديگر در دنياي كار و فعاليت امروزي به خوبي عمل نمي كند .
دوم آن نگرش قديمي بر پايه تصوراتي در مورد طبيعت سيستم ها استوار شده است كه كشفيات علمي جديد، بي اعتباري آن ها را نشان داده است.
اين حقيقت كه نگرش سنتي موجود نمي تواند به خوبي عمل كند در حيات نسبتاً كوتاه بسياري از سازمان ها نمايان شده است. در سال 1983 شركت شيل تحقيقي در مورد چرخه عمل سازمان ها برابر با نصف متوسط طول عمر كاركنان است. اين زوال سريع سازماني مايه تأسف است زيرا هر بار كه سازماني از ميان مي‌رود و سازماني جديد به جاي آن تأسيس مي شود منابع زيادي به هدر رفته و زندگي افراد از هم گسيخته مي‌گردد . فرآيند يادگيري نيز در اين مواقع كند مي شود. اكنون روشن شده است كه چرا برخي از سازمان‌ها در ميانه راه از بين مي روند. مطالعات اخير به طور روز افزوني اين نكته را روشن مي سازد كه مديريت و اداره امور با طرح ها و نقشه هاي موجود منجر به تقليد كوركورانه ، تكرار و افزايش غير معقول كار مي‌گردد. وقتي مديران خود را به آرايشي ذهني ، كه به دنبال ثبات و پايداري است محدود مي سازند ، تنها بر نيرو و قواي موجود سازمانشان اتكا مي‌كنند . آن ها به يافته هاي قبلي خود تأكيد و تكيه مي كنند و سعي دارند تا همان را كه در حال حاضر به خوبي انجام مي دهند بهتر و بهتر انجام دهند. در اين شرايط هنگامي كه رقباي فرضي بيشتري پا به ميدان مي‌گذارند و اصول و قوانين بازي را تغيير مي دهند اين مديران و شركت ها نمي توانند با سرعت كافي و لازم از خود عكس العمل نشان دهند. زيرا بيش از حد خود را با شرايط موجود وقف داده اند. بنابراين منابع قبلي موفقيت سازمان خود دليلي بر شكسته شدن نسل شركت ها از بين مي رود.
دومين علت نارضايتي از غالب طرح هاي امروزي درباره موفقيت يك سازمان يا شركت آن است كه در اين طرح ها اساساً در مورد ماهيت نيروي اصلي حركت دهنده سازمان ها ، يعني الگوهاي رفتاري به وجود آمده از تعامل و تقابل رفتارها و هنجارهاي فيمابين افراد در سازمان ها شك و ترديد وجود دارد. نگرش موجود اين نيرو را الگوهاي ارادي رفتار مي داند كه منظم و ثابت است در صورتي كه اين عقيده و نظريه تنها زماني مي تواند معتبر تلقي گردد كه رفتار سازماني در اصل تقابل پيش بيني باشد. اما اگر چنين نباشد رفتار سازمان را هرگز نمي توان منظم و پايدار تصور نمود. پيش بيني بروز رفتار منظم و دايمي تنها زماني امكان پذير است كه ارتباطات مستقيم و شفافي بين علت و معلول وجود داشته باشد. يعني هنگاهي كه عملي مشخص در شرايطي مشخص به طور اطمينان بخشي به يك نتيجه مشخص منجر گردد. اعتماد عميق ما بر آن است كه نظم در يك سيستم انساني به طور هدفمندي توسط يك ذهن و فكر طراحي استراتژيك در آن قرار داده شده است.
كارآفريني مهمترين شاخص توسعه
كارآفريني بعنوان يكي ازاستراتژي هاي اثربخش درمحيط عصرحاضر،الگويي كارآمد جهت حصول به اهداف توسعه اقتصادي-اجتماعي قلمداد مي گردد.
با توجه به مختصات عصر كنوني كه عصر تلاقي انقلابات عظيم فناورانه همچون ظهور و همه گير شدن تكنولوژيهاي اطلاعاتي ، نانو تكنولوژي و تكنولوژي زيستي نام گرفته و با ديگر مظاهر انقلاب ديجيتالي و الكترونيكي كه بسياري از نظامات اجتماعي بالاخص ماهيت كسب و كارها و برخي ديگر از تعاملات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جوامع را دستخوش تغييرات بنيادين قرارداده و بسياري از شالوده هاي استوار ديرين را متزلزل نموده است و با عنايت به تغييرات شتابناكي كه در عرصه هاي متعدد زندگي انساني در شرف روي دادن است و جامعه گسترده ي جهاني را با چالش هاي جدي رويارو نموده است . چالش هايي همچون رويارويي با پديده ي عظيم جهاني شدن با همه پيامدها و ابعاد آن مانند روي كار آمدن سازمانها و مجامع قدرتمند جهاني ، اتحاديه ها و پيمان هاي گسترده فرامنطقه اي ، شركت هاي غول پيكر فرامليتي و يكپارچگي بازارها، تغيير فرهنگ و هويت ملي كشورها و حاكميت فرهنگ و هويت ديجيتالي ، حاكميت نظم سايبرنتيكي ، تحقق « دهكده ي جهاني» و ظهور « من جهاني» و « امتزاج و هيبريدتي نژادي» در عرصه هاي اجتماعي ، همچنين تغيير گسترده ي پاره اي از مفاهيم و كاركردها و ايجاد پاردايم هاي نوين بخصوص در عرصه هاي اجتماعي – اقتصادي ... همه و همه حكايات از لزوم توجه به تأبير راهكارهاي نويني جهت سازگاري و برون رفت و گذر از تلاطمات و امواج خروشان تحولات گسترده و پيامدهاي آن و نيز هموار ساختن مسير رو به تعالي و عبور ظفرمندانه كاروان ترقي و اعتلاي جامعه به سر منزل مقصد توسعه و رشد و شكوفايي دارد.
كارآفريني بعنوان يكي ازاستراتژي هاي اثربخش درمحيط عصرحاضر،الگويي كارامدجهت حصول به اهداف توسعه اقتصادي-اجتماعي قلمداد مي گردد.
امروزه از آن بعنوان موتورمحركه ي توسعه ونيز عامل ايجادمزيت رقابتي درجهت رشد وبقاي جوامع نام برده مي شود به گونه اي كه آن بعنوان يكي ازشاخص‌هاي مهم حتي دربين ممالك پيشرفته وتوسعه يافته موردنظر وامعان انديشمندان واقع گرديدو همه ي اين مزايا ودستاوردهاي درخشان متكي به وجودويژگي هاي متعالي درانسان هاي توانمند،متعهد،خودباور ومسئوليت پذير بنام كارآفرين كه واجد مختصات گرانسنگي همچون: پيشگامي،نوآوري وخلاقيت،آينده نگري،تعهد،اعتمادبه نفس بالا،استقلال طلبي وتعالي جويي ميباشند.

آنان انسان هاي پاك نهادي هستند كه بعنوان سرمايه هاي عظيمانساني منشا وموجدتاثيرات حياتي درروند پيشرفت جامعه وكشور مي باشند.انسان كارآفرين عمود استوار بنيان سترگ توسعه است كه داراي امتيازات وشايستگي هاي والايي مي باشدو باكمك آن توان زايدالوصفي درپاسخگويي به نيازهاي جديد وروبه تزايدجامعه ازطريق ايجاد وشناسايي فرصت هاي مغتنم محيطي ونيزمهار وكنترل تهديدهاي ناخواسته ي موجود وتقليل آثارمخرب وكاهنده ي آن دارد.اوهمچنين ازطريق درك بالاي شرايط والزامات محيطي وازراه بكارگيري مهارت‌هاي متعدد وويژگي هاي برجسته ي كارآفرينانه وتركيب وانسجام آنها باعوامل ويافته هاي ارزشمندمحيطي توان خلق وايجادآثار وفوايد ومزاياي منحصربفردي راپيدا مي كندكه منجربه رفاه وآسايش وسعادت وآرامش همه ي آحادجامعه ميگردد. اوفردي است كه به تعبيرشيواي"جفر ي تيمونز"از هيچ همه چيز خلق ميكندودرسرشور وشوق خلقت را مي پروراند.كارآفرينان را مي توان عاملان قدرتمند تغيير ناميد كه تسريع بخش وتسهيل گر دگرگوني ها وتحولات بنيادين در جوامع مي باشند

آنان ارتقا دهنده منابع ازسطحي به سطح ديگر مي باشندتاارزش افزوده ي بيشتري رااستيصال نمايند وتحرك بخش عوامل اقتصادي محسوب مي گردند.آنها همچنين به ارتقاي بهره وري به عنوان اكسيرحيات بخش كشورهاپرداخته وازراه اشتغال كارآمد ومولد همه ي عوامل به رشد وتوسعه ي بسياري ازشاخص ها كمك نموده وبه بسياري از ناهنجاري ها،اضطرابات وناامني هاي اجتماعي خاتمه مي بخشند.كارآفرينان سرمايه هاي عظيم وبي بديل انساني براي جوامع تلقي مي گردند كه بااتكا به تلاش ها وتوانمندي هاي بالاي آنان كاستي ها وناملايمات اقتصادي – اجتماعي از آن جوامع رخت برمي بندند.
با شناسايي و درك اين ويژگي ها و اوصاف متعالي در كارآفرينان و بكارگيري آنها بواسطه آنان، امروزه از كارآفريني به عنوان يكي از كارآمدترين عوامل مزيت آفرين نام برده شده و توصيه مي گردد كه لازم است تا آن بعنوان يك راهبرد حياتي مورد توجه و عنايت ويژه ملت ها و دولت ها واقع گردد و راه اعتلاي فرهنگ غني كارآفريني و با هدف بهره مندي از تمام ظرفيت ها و توانمندي هاي بالفعل و بالقوه كارآفرينانه فارغ از هر گونه تعلقات و گرايشات و بدور از هر گونه قشري نگري و جزيره اي عمل نمودن، همه ي نهادها ، دستگاهها و موسسات و دست اندركاران بطور منسجم و منطبق با آميزه هاي برآمده از رويكرد سيستميك با تمام توان و پتانسيل هاي موجود در جهت آموزش، ترويج و توسعه واقعي آن در سطح همه ي لايه ها و اشقار جامعه همت گمارند.
اين مهم بالاخص در جامعه ي ايراني كه از جهت اشتغال و بهره وري و مهارت يافتگي نيروهاي آماده براي كار داراي كاستي هاي زيادي مي باشد و از تبعات نامطلوب آن نظير ناامني هاي اجتماعي و اضطراب ها و ناملايمات رنج مي برد بسيار حائز اهميت خواهد بود و لذا توصيه مي شود بعنوان راه برون رفت از وضعيت بوجود آمده بويژه آسيب هاي اجتماعي و چالش هايي كه از آن ناحيه كشور را متاثر ساخته است از اشاعه و ترويج كارآفريني و بكارگيري كارآفرينان به طرز چشمگير حمايت گردد كه در اين رهگذر همه ي نهادهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي ، آموزشي و ايدئولوژيكي مسئوليت دارند تا به حمايت همه جانبه و دلسوزانه از اين قشر متعهد، تلاشگر ، مجهاد و خستگي ناپذير برآمده و عرصه را جهت حضور و مشاركت فعلانه و پرثمر آنان آماده ساخته تا كارآفرينان بدور از هر گونه دغدغه و مشكلي و با تمام توان و قوا از راه نوآوري و خلاقيت و با ورود به عرصه هاي جديد كسب و كار رونق و توسعه را به جامعه ارزاني داشته و در راه شكوفايي و پويايي و تعادل اقتصادي و نيز تأمين امنيت اجتماعي ، كشور و ملت را به سوي آينده درخشان و متعالي رهنمون سازند . آينده اي كه برازنده شأن و عظمت ديرين ملت بزرگ و تاريخ ساز ايران باشد . كشوري كه مهد انسان هاي فرهيخته ومتعهد است وبه جرات مي توان ادعا نمود اگرسياست هاي حمايت،هدايت وترويج كارآفريني راباجديت وبه گونه ي اصولي ومستمر بكارگرفت يكايك شيرمردان وشيرزنان اين مرز پرگهرمصاديق واقعي وحقيقي كارآفريني اطلاق خواهندگشت وهركدام پشتوانه وسرمايه ي عظيم وبي بديلي درراه كسب جايگاه واقعي جهاني براي اين كشورخواهندگرديد.چه اينكه اين مدعا به كرات ازسوي ايراني متعهد وفرهيخته به اثبات رسيد ودراين موردتاريخ انگشت تحيرگزيده است
بديهي است دراين راستا مسئوليت ونقش بي بديل نهادهاي علمي،آموزشي،پرورشي نظيرنظام آموزش وپرورش عمومي،دانشگاهها ومراكزآموزش عالي،حوزه هاي علوم ديني،رهبرانديني وفرهنگي،نخبگان ودانشمندان وفرهيختگان وتريبون هاي عمومي مانندمساجد،پايگاههاي نمازجمعه،صداوسيما وارباب جرايد ورسانه ها بيش ازديگرآحادجامعه بسيارحياتي وكارامد خواهدبود.
اينك كه به اين حقيقت واقف گرديديم كه اعتلا وشكوفايي وعظمت وتضمين‌آينده ملت وكشوردرگرو اشاعه وترويج كارآفريني بعنوان استراتژي مهم توسعه مي باشد برهمگان فرض است تادرايجاد وبسط وگسترش "نهضت ملي كارآفريني "كه خود در راستاي "نهضت عظيم علمي "دركشوراست ازهمه توان وظرفيت ها ومساعدتها استفاده نموده وبعنوان يك باورملي وعزم استوارعمومي آن را دركشورنهادينه نموده تامنجر به غروروافتخارملي گردد. بنابراين پيشنهاد مي گرددكه به منظوربهينه نمودن تلاشها وباهدف تحقق همه ي آرمانهاي كارآفرينانه لازم است ضمن عنايت ويژه به مقوله كارآفريني بعنوان يك ميثاق ملي درراه توسعه،شكوفايي ورشد واعتلاي كشور" كميته ملي كارآفريني" كشور متشكل ازدلسوزان عرصه ي سياست ، فرهيختگان وفرزانگان حوزه ودانشگاه ، نخبگان مليربسترمتعالي تعليم وتربيت تشكيل گرديده تامسؤوليت ساماندهي وانسجام همه ي تلاش ها وكوششها ي لازم درراه نهادينه سازي فرهنگ متعالي كار وكارآفريني راعهده دارگرديده ونقش هماهنگ كننده وراهبردي رادرجهت تجميع فعاليت ها وفراهم كردن بسترهاي لازم ونيز احتراز ودوري ازهرگونه موازي كاري‌ها بعهده گيرد.
دراين صورت ميتوان‌اميدوار شدكه اين الگوي كارآمدبصورت خودجوش توسط آحادملت پذيرفته شده ونهضت عظيم تلاش ومجاهدت درراه شكوفايي واعتلاي اقتصادي- اجتماعي تارفع كليه كاستي ها وبه بارنشستن كليه تدابير وتمهيدات كارآفرينانه فراگيرخواهدگرديد وجامعه رادرحصول به همه ي ارزش هاي كارآفرينانه درراه زدودن لكه هاي فقر وتوسعه نيافتگي ونيز خشكاندن ريشه هاي ناامني واضطراب هاي اجتماعي ياري مي نمايد.
وبرآحادملت نيز فرض است تا كارآفرينان رابه سان دليرمردان عرصه هاي تلاش ومجاهدت وسربازان فداكار وحماسه آفرين جبهه هاي سرافرازي پاس بدارند ويار وياور آنان ودوشادوش آنها ازبذل عنايت ومهرباني ومهرورزي نسبت به آنان دريغ نورزند

درخاتمه اين نوشتار دگرباره به جهت نقش ورسالت عظيم نهادهاي علمي ،مجامع دانشگاهي ،نخبگان واساتيد ومعلمان ومربيان معظم ونيزاصحاب قلم ورسانه ها درراه اعتلاي فرهنگ كارآفريني ونيزبارز نمودن نقش كارآفرينان بعنوان عاملان واقعي تحول وشكوفايي جامعه تاكيد مي گرددكه بعنوان يك الزام وضرورت انكارناپذيرهمه اين عزيزان كه درمراحل مختلف وبمراتب دلسوزي وتعهد خودرانسبت به پيشرفت وسعادت ملت ابرازداشته اندوهمواره دغدغه ونگراني اعتلاي ملي‌را اعلام نموده اندبايدبعنوان پيش قراولان وپيشگامان اين نهضت عظيم درخط مقدم طلايه داران راستين وحاميان حقيقي اين حركت تعالي آفرين گردند.
نقش لجستيك در توسعه كارآفريني كشور
تحولات و تغييرات سريع و شتابان جامعه بين المللي ، همچنين گذر از جامعه سنتي به جامعه اطلاعاتي و تغيير اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني، راهكارهاي مختلفي را مي طلبد تا از آن طريق ، امكان رشد و توسعه اقتصادي ، حل معضل بيكاري و ايجاد رفاه و عدالت اجتماعي در جامعه فراهم شود . شايد يكي از مباحث جديد و مفاهيم نو، همانا نقش كارآفرينان در توسعه پايدار به ويژه در جوامع خواهان تحول و تغيير با پتانسيل رشد بالاست . كارآفريني از جمله مفاهيم جديد و مقوله هاي مطرح در توسعه اقتصادي است.
امروزه مساله ايجاد فرصت هاي شغلي و اشتغال در دستور كار همه كشورها از جمله سازمان ملل و نهادهاي وابسته به آن قرار گرفته است . كارآفريني در جهان امروز ، به سرعت در حال پيشرفت است و كارآفرينان به دلايل متعدد از جمله بيكاري ، كاهش دستمزدها و نارضايتي شغلي از كار قبلي وارد كارآفريني مي شوند و كارآفريني به عنوان راهي براي برون رفت از بيكاري و رشد اقتصادي در بسياري از جوامع ، معمول است . در ايران نيز در سال هاي اخير، كارآفريني به عنوان يك مساله مهم و انساني در حل معضل بيكاري مورد توجه برنامه ريزان و مسوولان كشور واقع شده است . زيرا گسترش بيكاري نه تنها عامل مهم جهت كاهش رشد اقتصادي است ، بلكه موجب افزايش عارضه هاي اجتماعي و فرهنگي نيز مي شود . از اين رو در اين مقاله تلاش شده است كه ضمن بررسي وضعيت فعلي كشور چه از نظر اشتغال و چه از نظر دامنه فعاليت هاي لجستيكي ، اهميت گسترش كار آفريني در كشور از طريق فعاليت هاي لجستيكي بيان شود. بنابراين پس از تبيين نقش صنايع لجستيكي در اقتصاد جهاني و ايران، مزيت هاي اقتصادي ايران در توسعه فعاليت هاي لجستيكي را بر شمرده و راه هاي توسعه كارآفريني در كشور از طريق فعاليت هاي لجستيكي را مورد بررسي قرار مي دهيم.