وضعيت فعلي كشور از نظر کار آفرینی و اشتغال:

نيروي انساني ، مهم ترين عامل موثر در رشد و توسعه هر كشور است و جمعيت هر جامعه به منزله ثروت ملي آن به شمار مي آيد . در شرايط فعلي كشور، يكي از بحران هاي اجتماعي ، مساله اشتغال است. از  اين رو مساله بيكاري در سال هاي اخير ، به عنوان يكي از چالش هاي اساسي اقتصادي و اجتماعي در زمره مهم ترين تهديدهاي امنيت و توسعه ملي مطرح شده است . بيكاري به مقياس وسيع يكي از ويژگي هاي بارز كشورهاي در حال توسعه است . عواملي نظير انفجار جمعيت ، ناتواني بخش هاي توليدي در جذب نيروي كار، به كارگيري روش هاي سرمايه بر به جاي كاربر ، كمبود سرمايه ، انعطاف ناپذيري ساخت و توليد ، بيكاري پنهان ، تعيين دستمزدها بدون توجه به بازدهي نيروي كار و گسترش بي رويه بخش خدمات ، زمينه ساز مشكل بيكاري در كشورهاي در حال توسعه و از جمله كشور ما ، شده است . ميهن اسلامي ما ايران، جمعيتي جوان دارد و جواني جمعيت هر چند سرمايه اي ارزنده از نظر منابع انساني در اختيار برنامه ريزان كشور قرا داده، اما به واسطه عدم تعادل هاي فراواني كه در اقتصاد كشور وجود دارد ، اين سرمايه انساني ، خود به معضلي تبديل شده است  و قريب به 15 درصد نيروي فعال كشور بيكار هستند . اين در حالي است كه هر ساله بيش از 1/5 ميليون نفر كه بخش قابل توجهي از آنان ( قريب به 300 هزار نفر) داراي تحصيلات عاليه هستند ، وارد بازار كاري مي‌شوند كه بر خلاف چند دهه اخير ، ديگر دولت در آن كارفرما و استخدام كننده بزرگ و اصلي نيست. بنابر قوانين و برنامه هاي پنج ساله توسعه ، دولت بايد كوچك و كوچكتر شود و نمي توان از آن انتظار استخدام و جذب نيروهاي تازه وارد به بازار كار را داشت ، مگر در حد نيروهايي كه به سن بازنشستگي مي رسند . ضمنا برنامه ريزي هاي فعلي، تنها براي ايجاد سالانه 750 هزار فرصت شغلي است كه آن هم تا كنون محقق نشده است . از اين رو امروزه اشتغال مهم ترين دغدغه دولت است و به نظر مي رسد تنها راه ممكن براي رفع اين دغدغه ، توسعه كارآفريني است.

 

ضرورت توسعه كارآفريني در شرايط كنوني 

امروزه، جوامع با تحولات و تهديدات گسترده بين المللي روبه رو هستند . تحولات و دگرگوني هاي نظام اجتماعي- اقتصادي عصر حاضر ، ناشي از پيشرفت هاي شگرف علمي و تكنولوژيك است كه به نوبه خود به ديدگاهها، ضرورت ها و نيازهاي جديدي منجر شده است . براي پاسخ به اين نيازها و همراهي با تحولات و دگرگوني هاي مزبور ، ديگر نمي توان به روش ها و فرايندهاي موجود اكتفا كرد . از اين رو تضمين و تداوم حيات و بقاي جوامع، نيازمند تامين راه ها و روش هاي جديد به منظور مقابله با مشكلات است. بنابراين نوآوري، ابداع ، خلق محصولات ، فرايندها و روش هاي جديد بيش از پيش ضرورت مي يابد . براي دستيابي به اين هدف ، سياستمداران با كمك اقتصاددانان و كارگزاران به دنبال ارائه الگويي هستند كه نقش كارآفريني را در توسعه همه جانبه به ويژه اقتصاد تقويت كنند. كشورهاي پيشرفته صنعتي ، خيلي سريع توانستند نقش كارآفرينان را در توسعه اقتصادي كشف كنند و به دنبال توسعه و ترويج چنين فرهنگي در ميان مديران اقتصادي تلاش كرده و در اين راستا سياست هاي حمايتي مناسبي را در تقويت ويژگي هاي كارآفرينانه افراد و بقاي روحيه كارآفريني در سطح جامعه اتخاذ كنند. در واقع امروزه ، در عرصه چهاني ، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرينان ، منشأ تحولات بزرگي در زمينه صنعتي ، توليدي و خدماتي شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادي ، قهرمانان ملي و توسعه صنعتي، محرك و مشوق سرمايه گذاري ، عامل ايجاد اشتغال ، گزينه اصلي انتقال فناوري و عامل رفع خلل و تنگناهاي بازار ، در جوامع تبيين يافته است. چرخ هاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه كارآفريني به حرمت در مي آيند ، از اين رو پرورش نيروهاي خلاق و نوآور ، يكي از مباحث مهم در سطح صنعت، خدمات و دانشگاهها است . امروزه ، همگان دريافته اند جوامعي كه بيشتر به فكر متكي بوده ان تا به منابع زيرزميني ، در بلند مدت موفق تر و سرافرازتر بوده اند. منابع زيرزميني در كشورهاي جهان سوم با وجود مزيت هاي آن از جمله موانع توسعه يافتگي محسوب شده است. در صورتي كه نبود اين منابع در برخي از كشورها باعث شده است تا آنها با استفاده از نيروي فكر، خلاقيت و ايتكار و در يك كلمه ، كارآفريني ، از جمله كشور هاي پيشرو در جهان كنوني شوند. به ويژه در عصر حاضر ، كه عصر دانايي و خلاقيت و عصر تلفيق انديشه ها و ابتكارات است ، توجه به كارآفريني ، در توسعه و پيشرفت كشورها بسيار اهميت دارد . كارآفريني از منابع مهم و پايان ناپذير جوامع بشري است ، منبي كه به توان و خلاقيت انسان ها بر مي گردد. افزايش ميزان توجه سياستگذاران ، دولتمردان و مديران به اين موضوع حساس و ضروري در جامعه در حال رشد ما، زمينه مناسبي براي بروز استعدادهاي افراد كارآفرين را به منظور توسعه اقتصادي كشور فراهم ساخت كه رسيدن به اين هدف ، نيازمند همكاري نزديك دولت در تدوين سياست ها ، خط مشي ها و قوانين و محافل علمي در ارائه راهكارهاي اجرايي براي شناسايي ، پرورش و شكوفايي استعدادهاي اين افراد است تا ايينكه بتوانيم هر چه بهتر و بيشتر از اين ذخاير گرانبها و پايان ناپذير به نحو احسن استفاده كنيم.

تعريفي از فعاليت هاي لجستيكي

مطالعه ادبيات نشان مي دهد كه تعريف يكساني از خدمات لجستيكي وجود ندارد . يكي از دلايل اين مهم ، مي تواند تغييرات سريع و كاربردهاي لجستيك در دهه هاي اخير باشد كه به طور واضح مشخص كردن دامنه فعاليت هاي لجستيكي را مشكل مي كند . اما در تعاريف مختلف لجستيك ، فعاليت هاي جابجايي و ذخيره مواد ، از فعاليت هاي اصلي لجستيك بر شمرده شده است. به طور كلي مي توان گفت لجستيك ، فعاليت هاي مرتبط با دريافت، حمل ، نگهداري و تحويل كالا به مشتري را شامل مي شود.

 

وضعيت فعلي كشور از نظر اشتغال:

نيروي انساني ، مهم ترين عامل موثر در رشد و توسعه هر كشور است و جمعيت هر جامعه به منزله ثروت ملي آن به شمار مي آيد . در شرايط فعلي كشور، يكي از بحران هاي اجتماعي ، مساله اشتغال است. از  اين رو مساله بيكاري در سال هاي اخير ، به عنوان يكي از چالش هاي اساسي اقتصادي و اجتماعي در زمره مهم ترين تهديدهاي امنيت و توسعه ملي مطرح شده است . بيكاري به مقياس وسيع يكي از ويژگي هاي بارز كشورهاي در حال توسعه است . عواملي نظير انفجار جمعيت ، ناتواني بخش هاي توليدي در جذب نيروي كار، به كارگيري روش هاي سرمايه بر به جاي كاربر ، كمبود سرمايه ، انعطاف ناپذيري ساخت و توليد ، بيكاري پنهان ، تعيين دستمزدها بدون توجه به بازدهي نيروي كار و گسترش بي رويه بخش خدمات ، زمينه ساز مشكل بيكاري در كشورهاي در حال توسعه و از جمله كشور ما ، شده است . ميهن اسلامي ما ايران، جمعيتي جوان دارد و جواني جمعيت هر چند سرمايه اي ارزنده از نظر منابع انساني در اختيار برنامه ريزان كشور قرا داده، اما به واسطه عدم تعادل هاي فراواني كه در اقتصاد كشور وجود دارد ، اين سرمايه انساني ، خود به معضلي تبديل شده است  و قريب به 15 درصد نيروي فعال كشور بيكار هستند . اين در حالي است كه هر ساله بيش از 1/5 ميليون نفر كه بخش قابل توجهي از آنان ( قريب به 300 هزار نفر) داراي تحصيلات عاليه هستند ، وارد بازار كاري مي‌شوند كه بر خلاف چند دهه اخير ، ديگر دولت در آن كارفرما و استخدام كننده بزرگ و اصلي نيست. بنابر قوانين و برنامه هاي پنج ساله توسعه ، دولت بايد كوچك و كوچكتر شود و نمي توان از آن انتظار استخدام و جذب نيروهاي تازه وارد به بازار كار را داشت ، مگر در حد نيروهايي كه به سن بازنشستگي مي رسند . ضمنا برنامه ريزي هاي فعلي، تنها براي ايجاد سالانه 750 هزار فرصت شغلي است كه آن هم تا كنون محقق نشده است . از اين رو امروزه اشتغال مهم ترين دغدغه دولت است و به نظر مي رسد تنها راه ممكن براي رفع اين دغدغه ، توسعه كارآفريني است.


ضرورت توسعه كارآفريني در شرايط كنوني

امروزه، جوامع با تحولات و تهديدات گسترده بين المللي روبه رو هستند . تحولات و دگرگوني هاي نظام اجتماعي- اقتصادي عصر حاضر ، ناشي از پيشرفت هاي شگرف علمي و تكنولوژيك است كه به نوبه خود به ديدگاهها، ضرورت ها و نيازهاي جديدي منجر شده است . براي پاسخ به اين نيازها و همراهي با تحولات و دگرگوني هاي مزبور ، ديگر نمي توان به روش ها و فرايندهاي موجود اكتفا كرد . از اين رو تضمين و تداوم حيات و بقاي جوامع، نيازمند تامين راه ها و روش هاي جديد به منظور مقابله با مشكلات است. بنابراين نوآوري، ابداع ، خلق محصولات ، فرايندها و روش هاي جديد بيش از پيش ضرورت مي يابد . براي دستيابي به اين هدف ، سياستمداران با كمك اقتصاددانان و كارگزاران به دنبال ارائه الگويي هستند كه نقش كارآفريني را در توسعه همه جانبه به ويژه اقتصاد تقويت كنند. كشورهاي پيشرفته صنعتي ، خيلي سريع توانستند نقش كارآفرينان را در توسعه اقتصادي كشف كنند و به دنبال توسعه و ترويج چنين فرهنگي در ميان مديران اقتصادي تلاش كرده و در اين راستا سياست هاي حمايتي مناسبي را در تقويت ويژگي هاي كارآفرينانه افراد و بقاي روحيه كارآفريني در سطح جامعه اتخاذ كنند. در واقع امروزه ، در عرصه چهاني ، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرينان ، منشأ تحولات بزرگي در زمينه صنعتي ، توليدي و خدماتي شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادي ، قهرمانان ملي و توسعه صنعتي، محرك و مشوق سرمايه گذاري ، عامل ايجاد اشتغال ، گزينه اصلي انتقال فناوري و عامل رفع خلل و تنگناهاي بازار ، در جوامع تبيين يافته است. چرخ هاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه كارآفريني به حرمت در مي آيند ، از اين رو پرورش نيروهاي خلاق و نوآور ، يكي از مباحث مهم در سطح صنعت، خدمات و دانشگاهها است . امروزه ، همگان دريافته اند جوامعي كه بيشتر به فكر متكي بوده ان تا به منابع زيرزميني ، در بلند مدت موفق تر و سرافرازتر بوده اند. منابع زيرزميني در كشورهاي جهان سوم با وجود مزيت هاي آن از جمله موانع توسعه يافتگي محسوب شده است. در صورتي كه نبود اين منابع در برخي از كشورها باعث شده است تا آنها با استفاده از نيروي فكر، خلاقيت و ايتكار و در يك كلمه ، كارآفريني ، از جمله كشور هاي پيشرو در جهان كنوني شوند. به ويژه در عصر حاضر ، كه عصر دانايي و خلاقيت و عصر تلفيق انديشه ها و ابتكارات است ، توجه به كارآفريني ، در توسعه و پيشرفت كشورها بسيار اهميت دارد . كارآفريني از منابع مهم و پايان ناپذير جوامع بشري است ، منبي كه به توان و خلاقيت انسان ها بر مي گردد. افزايش ميزان توجه سياستگذاران ، دولتمردان و مديران به اين موضوع حساس و ضروري در جامعه در حال رشد ما، زمينه مناسبي براي بروز استعدادهاي افراد كارآفرين را به منظور توسعه اقتصادي كشور فراهم ساخت كه رسيدن به اين هدف ، نيازمند همكاري نزديك دولت در تدوين سياست ها ، خط مشي ها و قوانين و محافل علمي در ارائه راهكارهاي اجرايي براي شناسايي ، پرورش و شكوفايي استعدادهاي اين افراد است تا ايينكه بتوانيم هر چه بهتر و بيشتر از اين ذخاير گرانبها و پايان ناپذير به نحو احسن استفاده كنيم.

تعريفي از فعاليت هاي لجستيكي

مطالعه ادبيات نشان مي دهد كه تعريف يكساني از خدمات لجستيكي وجود ندارد . يكي از دلايل اين مهم ، مي تواند تغييرات سريع و كاربردهاي لجستيك در دهه هاي اخير باشد كه به طور واضح مشخص كردن دامنه فعاليت هاي لجستيكي را مشكل مي كند . اما در تعاريف مختلف لجستيك ، فعاليت هاي جابجايي و ذخيره مواد ، از فعاليت هاي اصلي لجستيك بر شمرده شده است. به طور كلي مي توان گفت لجستيك ، فعاليت هاي مرتبط با دريافت، حمل ، نگهداري و تحويل كالا به مشتري را شامل مي شود.